(آرشیو ماه شهریور 1393)

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

بی جنون راه خیابان ها بیابان ها مگیر شرم کن از لیلی ای دل! ای جنون بر ما مگیر! هر شب از این شیشه های خرده ریزه ریخته کهکشان و آسمان را آنچنان زیبا مگیر در شب غربت بگو دیوار هم همدم شود دیو را در گریه ها جای پری اما مگیر همزبانی چند نا همدل فراه...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

بی جنون راه خیابان ها بیابان ها مگیر شرم کن از لیلی ای دل! ای جنون بر ما مگیر! هر شب از این شیشه های خرده ریزه ریخته کهکشان و آسمان را آنچنان زیبا مگیر در شب غربت بگو دیوار هم همدم شود دیو را در گریه ها جای پری اما مگیر همزبانی چند نا همدل فراه...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

همزبانی چند نا همدل فراهم کرده ای/ در صف جنگل -تو طوبای بهشتی- جا مگیر/ در اشارتهای تاسوعا خیالی دیده ای/ بی خیال هر دو عالم، چشم از آن رویا مگیر/ این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند/ شعله دردی دل من صبر کن! بالا مگیر

icon

تقدیر فیض از شهرستان ادب و مودب

من با دیدن آقای علی‌محمد مودب مدیر موسسه شهرستان ادب در این جلسه به یاد این افتادم که کارهایی که این دوستان در موسسه شهرستان ادب در حال اجرای آن هستند بسیار عالی است.

icon

در صف‌های منظم باران

به درهای چوبی می‌گویم/ با درهای چوبی می‌گریم / که حاجتم روشن‌شدن تکلیف دیوارهاست / روشن‌شدن تکلیف دیدارها

icon

سفری با بلیت اشک

طبیعی است که مخاطبی که هنوز شعر آغاز نشده به نیت گریه دست بر چشم گرفته است، با رخدادهای خارق العاده تکنیکی توجه اش از روضه به شعر معطوف می شود و به همین دلیل شعر را نخواهد پسندید.