و انتصروا من بعد ما ظلموا/درباره یک حرف واقعا زور


دوست ندارم خیلی حرف سیاسی بزنم ولی نمی توانم ببینم سیاسی ها هر حرفی را بزنند 

یک آقایی که زمانی وزیر مسکن بوده است درباره دولت احمدی نژاد این طور گفته است:


تا آنجایی که من می‌دانم اصلا این دولت اعتقادی به مفهوم مدیریت و برنامه ریزی نداشت. این موضوع ها الان دیگر جای بحث کردن ندارد.


واقعا این حرف را از هر که جز یک وزیر مسکن سابق می شنیدم خیلی شاکی نمی شدم ، به هر حال یک حرفی است و درست و غلط دارد ولی وزیران سابق مسکن نمی توانند با قیافه عالمانه به راحتی این حرف را بزنند.

به  دولت احمدی نژاد کاری ندارم 

قطعا در حوزه ی مسکن این حرف واقعا زور است 

و ما شاعران هم نمی توانیم زور بشنویم 

من یک روز کامل مهمان مرکز مطالعات تکنولوژی دانشگاه علم و صنعت بوده ام  و دوست دانشمندم مهندس افشین پروین پور به طور کامل سوء مدیریت های این آقایان را در حوزه ی زمین و مسکن برای من توضیح داده است 

و ظالم هستم اگر سکوت کنم

طرح مسکن مهر و قوانین تکمیلی آن مثل مالیات بر خانه های خالی و مالیات سنگین بر معاملات زمین و مسکن  یک تجربه خیلی عادی در مدیریت زمین و مسکن در جهان است و جالب است که این قدر دیر و آن هم با غیرت آدمی مثل احمدی نژاد در ایران اجرا می شود. جالب تر این که برخی از وزیران سابق مسکن خودشان ساکن کشورهای خارجی بوده اند و کارآمدی این برنامه ساده را در آن جا لمس کرده اند، اما اینکه چرا این سیاستها در حوزه ی زمین و مسکن اجرا نشده است و بدیهی ترین مسائل حوزه ی زمین که جزو منابع محدود است یعنی اعمال نظارت شدید دولت برای مهار سوداگری در این حوزه سال ها انجام نشده است ، نیاز به برگزاری دادگاه دارد. و اینکه چرا آزادسازی زمین و مسکن و سیاستهای دیکته شده از سوی برخی مراکز مثل صندوق جهانی پول و اینها اجرا شده اند جنایتی عظیم در حد دهها هیروشیما و ناکازاکی است که نیاز به دادگاه دارد. همه می دانیم که کمر اقتصاد خانوار ایرانی را مسکن شکسته است و همه می دانیم که بخاطر تامین این هزینه چه بحران هایی که بر خانواده ی مظلوم ایرانی تحمیل شده است و سایه ی مهربان پدر بخاطر چند شیفت کار برای تامین مسکن از خانواده ی ایرانی دریغ شده است و سوداگری در زمین و مسکن یکی از مهمترین عوامل هدایت سرمایه های سرگردان به این حوزه و رکود فعالیتهای تولیدی است. چرا که وقتی دلالی در حوزه ی زمین و مسکن در فاصله زمانی یک ساله تا چند صد درصد سود دارد مردم باید دیوانه باشند که وارد فعالیتهای پر خطری مثل کشاورزی و فعالیتهای تولیدی دیگر بشوند.

همین نوع مدیریت اشتباه آقایان یک مشابه بسیار فاحش دیگر در حوزه مخابرات و ارتباطات تلفن سیار هم دارد که همه ی ایرانی ها تفاوت دوران احمدی نژاد را با دوران قبل از آن به راحتی درک می کنند که چطور سیمکارت تلفن همراه ارزش سرمایه ای پیدا کرده بود

احمدی نژاد را بخاطر اشتباهاتش نقد کرده ام و  لازم بشود باز هم کم نخواهم گذاشت. اما آقایان  باید حیا کنند و مواظب باشند چه می گویند. 

پیشنهاد می کنم یک جریان جدی برای مطالبه ی دادگاهی کردن کسانی که در حوزه ی زمین و مسکن پیش از دولت احمدی نژاد مسئولیت داشته اند راه بیفتد تا آقایان گمان نبرند که می توانند بدون زحمت پاسخگویی  بر مناصب کلیدی نظام تکیه بزنند 

از همه دوستان اهل قلم دعوت می کنم در این حوزه مطالعه جدی بکنند و این شکایت را پیگیری کنند. حداقل این است که در فضای اینترنت و مطبوعات قطعا می توان آن چه را در سالهای گذشته در این حوزه رخ داده است باز کرد و در معرض قضاوت مردم گذاشت.


یک پیام برای همین مطلب در پلاس


Mehdi Sh
9:30 AM
Reply
 
ماهیتاً به مسئله درستی اشاره کردید. زمین و مسکن محدود یک کشور تنها حق کسی نیست که زودتر دنیا امده و  نتیجتاً در مسابقه با رقیب کمتر زودتر صاحب زمین شده یا حق غنی تر باشد در مسابقه مالی تصاحب زمین و مسکن چه بر سد به مسکن مازاد نیاز که معضل این روزهاست،
بلکه حق همه متولدین ناخواسته آمده به هر کشوری است و من هم مطلبی در این مورد نوشتم ولی حسن مطلب شما با سوا کردن دوره احمدی نژاد مکنون می شود چرا که دولت احمدی نژاد نیز همرتبه و یا شاید در ردیف  متهم اول باید با وزرای قبلی به دادگاه رسانه ای یا واقعی بیاید
صرفنظر از عملکرد مخرب وزرای قبلی، در این 8 سال نیز هیچ اقدام بنیادی برای کنترل این بازار سوداگر و بیرحم مسکن نگردید بلکه بدون توجه به تشدید مسابقه بی رحمانه با توجه به حضور شرکت کنندگان بیشتر،  باز به مُسَکن ظاهری رو آورد یعنی مسکن مهر که در باطن تبعید مهرورزانه فقرا به بیرون شهرها و اعلام شکست آرمانهای انقلاب در حمایت از پابرهنه ها بود
در این دولت نیز یا خواست یا توان مبارزه با مافیای مردمی و دولتی و .... مسکن نبود ، چرا که عاقلانه ترین و بدیهی ترین کاری که هر دولتی از جمله این دولت می توانست بکند آماده سازی و همراهی فکری مردم برای پذیرش کنترل بازار مسکن و آزاد شدن از غوغای مسکن بازان حقیقی و حقوقی بود و در نهایت پس از آن ارسال لایحه کنترل مسکن و زمین ( ایجاد کد ملی برای همه خانه ها و ایجاد بانک اطلاعاتی و ثبت هر کد ملی فردی با کد ملی خانه ها ، کنترل مسکن مازادها و برخورد با آن به صورت یک کالای سرمایه از حیث مالیات و تعزیرات افزایش قیمت، حتی ایجاد قانونی که زمین مال فرد نیست و مال ملت و نماینده آن یعنی حکومت است و ازاد کردن مالکیت زمینی افراد و مالکیت مسکن تنها، کنترل سهم هر فرد در تملک مساحت زمین مسکونی تصاحب نموده، ایجاد همراهی در مراجع برای بازتعریف و اصلاح مفهوم اشتباه جا افتاده مالکیت زمین حق شخص است و ...)
به نظرم محاکمه آقای نیکزاد نیز در آن باید باشد و ایشان نیز از پشت پرده نیز بگویند تا جرمشان کاهش یابد، پس از ابتدا وزیر مسکن تا آقای نیکزاد که به اشتباه ناجی مسکن نامیده شد ولی یکی از فجیعترین عملکردها در مورد مسکن در دوره او رخ داد و زمان خداحافظیش جمله ای گفت که باید روز اول می گفت "این درست نیست یک نفر 15 خانه داشته باشد و 15 نفر هیچ خانه ای" ولی آمدی جانم به قربانت حالا چرا
 
ایشان به هر حال همین جمله را گفت و کم حرفی نیست
 
این مساله باید به طور جدی باز شود و بررسی شود و هر کسی جواب بدهد که چه کرده 



دوست ندارم خیلی حرف سیاسی بزنم ولی نمی توانم ببینم سیاسی ها هر حرفی را بزنند 

یک آقایی که زمانی وزیر مسکن بوده است درباره دولت احمدی نژاد این طور گفته است:


تا آنجایی که من می‌دانم اصلا این دولت اعتقادی به مفهوم مدیریت و برنامه ریزی نداشت. این موضوع ها الان دیگر جای بحث کردن ندارد.


واقعا این حرف را از هر که جز یک وزیر مسکن سابق می شنیدم خیلی شاکی نمی شدم ، به هر حال یک حرفی است و درست و غلط دارد ولی وزیران سابق مسکن نمی توانند با قیافه عالمانه به راحتی این حرف را بزنند.

به  دولت احمدی نژاد کاری ندارم 

قطعا در حوزه ی مسکن این حرف واقعا زور است 

و ما شاعران هم نمی توانیم زور بشنویم 

من یک روز کامل مهمان مرکز مطالعات تکنولوژی دانشگاه علم و صنعت بوده ام  و دوست دانشمندم مهندس افشین پروین پور به طور کامل سوء مدیریت های این آقایان را در حوزه ی زمین و مسکن برای من توضیح داده است 

و ظالم هستم اگر سکوت کنم

طرح مسکن مهر و قوانین تکمیلی آن مثل مالیات بر خانه های خالی و مالیات سنگین بر معاملات زمین و مسکن  یک تجربه خیلی عادی در مدیریت زمین و مسکن در جهان است و جالب است که این قدر دیر و آن هم با غیرت آدمی مثل احمدی نژاد در ایران اجرا می شود. جالب تر این که برخی از وزیران سابق مسکن خودشان ساکن کشورهای خارجی بوده اند و کارآمدی این برنامه ساده را در آن جا لمس کرده اند، اما اینکه چرا این سیاستها در حوزه ی زمین و مسکن اجرا نشده است و بدیهی ترین مسائل حوزه ی زمین که جزو منابع محدود است یعنی اعمال نظارت شدید دولت برای مهار سوداگری در این حوزه سال ها انجام نشده است ، نیاز به برگزاری دادگاه دارد. و اینکه چرا آزادسازی زمین و مسکن و سیاستهای دیکته شده از سوی برخی مراکز مثل صندوق جهانی پول و اینها اجرا شده اند جنایتی عظیم در حد دهها هیروشیما و ناکازاکی است که نیاز به دادگاه دارد. همه می دانیم که کمر اقتصاد خانوار ایرانی را مسکن شکسته است و همه می دانیم که بخاطر تامین این هزینه چه بحران هایی که بر خانواده ی مظلوم ایرانی تحمیل شده است و سایه ی مهربان پدر بخاطر چند شیفت کار برای تامین مسکن از خانواده ی ایرانی دریغ شده است و سوداگری در زمین و مسکن یکی از مهمترین عوامل هدایت سرمایه های سرگردان به این حوزه و رکود فعالیتهای تولیدی است. چرا که وقتی دلالی در حوزه ی زمین و مسکن در فاصله زمانی یک ساله تا چند صد درصد سود دارد مردم باید دیوانه باشند که وارد فعالیتهای پر خطری مثل کشاورزی و فعالیتهای تولیدی دیگر بشوند.

همین نوع مدیریت اشتباه آقایان یک مشابه بسیار فاحش دیگر در حوزه مخابرات و ارتباطات تلفن سیار هم دارد که همه ی ایرانی ها تفاوت دوران احمدی نژاد را با دوران قبل از آن به راحتی درک می کنند که چطور سیمکارت تلفن همراه ارزش سرمایه ای پیدا کرده بود

احمدی نژاد را بخاطر اشتباهاتش نقد کرده ام و  لازم بشود باز هم کم نخواهم گذاشت. اما آقایان  باید حیا کنند و مواظب باشند چه می گویند. 

پیشنهاد می کنم یک جریان جدی برای مطالبه ی دادگاهی کردن کسانی که در حوزه ی زمین و مسکن پیش از دولت احمدی نژاد مسئولیت داشته اند راه بیفتد تا آقایان گمان نبرند که می توانند بدون زحمت پاسخگویی  بر مناصب کلیدی نظام تکیه بزنند 

از همه دوستان اهل قلم دعوت می کنم در این حوزه مطالعه جدی بکنند و این شکایت را پیگیری کنند. حداقل این است که در فضای اینترنت و مطبوعات قطعا می توان آن چه را در سالهای گذشته در این حوزه رخ داده است باز کرد و در معرض قضاوت مردم گذاشت.


یک پیام برای همین مطلب در پلاس


Mehdi Sh
9:30 AM
Reply
 
ماهیتاً به مسئله درستی اشاره کردید. زمین و مسکن محدود یک کشور تنها حق کسی نیست که زودتر دنیا امده و  نتیجتاً در مسابقه با رقیب کمتر زودتر صاحب زمین شده یا حق غنی تر باشد در مسابقه مالی تصاحب زمین و مسکن چه بر سد به مسکن مازاد نیاز که معضل این روزهاست،
بلکه حق همه متولدین ناخواسته آمده به هر کشوری است و من هم مطلبی در این مورد نوشتم ولی حسن مطلب شما با سوا کردن دوره احمدی نژاد مکنون می شود چرا که دولت احمدی نژاد نیز همرتبه و یا شاید در ردیف  متهم اول باید با وزرای قبلی به دادگاه رسانه ای یا واقعی بیاید
صرفنظر از عملکرد مخرب وزرای قبلی، در این 8 سال نیز هیچ اقدام بنیادی برای کنترل این بازار سوداگر و بیرحم مسکن نگردید بلکه بدون توجه به تشدید مسابقه بی رحمانه با توجه به حضور شرکت کنندگان بیشتر،  باز به مُسَکن ظاهری رو آورد یعنی مسکن مهر که در باطن تبعید مهرورزانه فقرا به بیرون شهرها و اعلام شکست آرمانهای انقلاب در حمایت از پابرهنه ها بود
در این دولت نیز یا خواست یا توان مبارزه با مافیای مردمی و دولتی و .... مسکن نبود ، چرا که عاقلانه ترین و بدیهی ترین کاری که هر دولتی از جمله این دولت می توانست بکند آماده سازی و همراهی فکری مردم برای پذیرش کنترل بازار مسکن و آزاد شدن از غوغای مسکن بازان حقیقی و حقوقی بود و در نهایت پس از آن ارسال لایحه کنترل مسکن و زمین ( ایجاد کد ملی برای همه خانه ها و ایجاد بانک اطلاعاتی و ثبت هر کد ملی فردی با کد ملی خانه ها ، کنترل مسکن مازادها و برخورد با آن به صورت یک کالای سرمایه از حیث مالیات و تعزیرات افزایش قیمت، حتی ایجاد قانونی که زمین مال فرد نیست و مال ملت و نماینده آن یعنی حکومت است و ازاد کردن مالکیت زمینی افراد و مالکیت مسکن تنها، کنترل سهم هر فرد در تملک مساحت زمین مسکونی تصاحب نموده، ایجاد همراهی در مراجع برای بازتعریف و اصلاح مفهوم اشتباه جا افتاده مالکیت زمین حق شخص است و ...)
به نظرم محاکمه آقای نیکزاد نیز در آن باید باشد و ایشان نیز از پشت پرده نیز بگویند تا جرمشان کاهش یابد، پس از ابتدا وزیر مسکن تا آقای نیکزاد که به اشتباه ناجی مسکن نامیده شد ولی یکی از فجیعترین عملکردها در مورد مسکن در دوره او رخ داد و زمان خداحافظیش جمله ای گفت که باید روز اول می گفت "این درست نیست یک نفر 15 خانه داشته باشد و 15 نفر هیچ خانه ای" ولی آمدی جانم به قربانت حالا چرا
 
ایشان به هر حال همین جمله را گفت و کم حرفی نیست
 
این مساله باید به طور جدی باز شود و بررسی شود و هر کسی جواب بدهد که چه کرده 
 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.