معتقدان به گفتمان مقاومت، باید مقاومت کنند

پیشتر در مورد دموکراسی رفاقت نوشته بودم 

این روزها هم به همین موضوع فکر می کنم

برخی احساس برد دارند و احتمالا میل تکتازی 

و برخی هم احساس باخت دارند و میل انزوا 

باید به تعادل برسیم 

بدترین آسیب، تکتازی سواران بر اسب قدرت و تلاش پیادگان برای سرنگون کردن سواران از  راههای غیرعقلانی و غیر انسانی است که منجر به شکل گیری جریانات لج و لجبازی در کشور می شود و بسیاری از توانها را مستهلک می کند. اتفاقی که متاسفانه در دوره گذشته افتاد. نبرد هشت ماهه با برنده ی انتخابات و تخریب چهار ساله ی دولت، بسیاری از امکانات و فرصت های کشور را هدر داد. جریانات موسوم به راست و اصولگرا به هر بهانه، درست یا نادرست، با همکاری صمیمانه ی جریانات دیگر با احمدی نژاد همان کردند که هواداران خاتمی در دوره ی دوم حکومتش با او رفتار کردند و مثل همان دوران هم آنچه را که کشتند،درو کردند،یعنی پیروزی جناح مقابل!

اگر کسی برای تغییر شرایط کشور، احساس تکلیفی کرده است با پیروز نشدن در انتخابات،این تکلیف از دوش او برداشته نمی شود!

همه باید با همان جدیتی کار کنند که اگر نامزد مورد علاقه خودشان برنده می شد،کار می کردند. توانهایی که در مدت تبلیغات انتخاباتی تجمیع شده اند، نباید پراکنده بشوند و باید با همان قدرت برای پیشبرد امور به یاری دولت منتخب بیایند. نقد منصفانه کنند و نه مچ گیری

هزار و یک جای این کشور نیاز به اندیشه و کار دارد و آبادانی کشور جز با فضای یاریگری و تعاون  ممکن نیست.حتی بر فرض که دولتی های جدید، احساس نیاز به کمک گروهی نداشته باشند، نباید کسی خموده و پژمرده بشود، همه چیز دولت نیست!

مخصوصا کسانی که در این انتخابات، مدعی شده اند که حرفی دارند و یا توانی، بایدعرضه ی خودشان را هر جا که هستند، نشان بدهند و ثابت کنند که:

وزنه هر جا که باشد، وزنه است!


و اما یک  نکته

معتقدان به گفتمان مقاومت اسمشان رویشان است، اگر واقعا معتقدند باید مقاومت کنند و از همین امروز  در مقابل هر گونه احتمال تسلیم و سازش با نقد  منصفانه و تولید اثر و حرف زدن بایستند، بالاخره در این انتخابات پنج شش کاندیدا وقت داشتند تا همه مشکلات کشور را به تحریم ربط بدهند و طبعا این  جریان روی مخاطب اثر گذاشت، درست است که انتخابات تمام شده و وقت مناظره هم به پایان رسیده است، اما با عرضه ها و مردهای میدان نباید جا بزنند و پژمرده بشوند، باید با مردم حرف زد  و به آنها گفت که اتفاقا ضعف نشان دادن عامل ضعف می شود و مقاومت رمز پیشرفت است و اصولا در این عالم تقابل ها هیچ پیشرفتی بدون مقاومت ممکن نیست. باید امثال صدا و سیما و سازمان تبلیغات  را به شدت نقد کرد و یقه شان را گرفت که نخواسته اند یا نتوانسته اند حرفهای درست انقلاب را به مردم برسانند، باید روسای این سازمانها با مطالبه ما تغییر کنند، و صد البته این جریان مطالبه و نقد باید با متانت و تعقل باشد و نه با عربده کشی و هوچی گری . حالا زمان هست و ما هم هستیم اگر حرفی داریم   و توانی بسم الله


پیشتر در مورد دموکراسی رفاقت نوشته بودم 

این روزها هم به همین موضوع فکر می کنم

برخی احساس برد دارند و احتمالا میل تکتازی 

و برخی هم احساس باخت دارند و میل انزوا 

باید به تعادل برسیم 

بدترین آسیب، تکتازی سواران بر اسب قدرت و تلاش پیادگان برای سرنگون کردن سواران از  راههای غیرعقلانی و غیر انسانی است که منجر به شکل گیری جریانات لج و لجبازی در کشور می شود و بسیاری از توانها را مستهلک می کند. اتفاقی که متاسفانه در دوره گذشته افتاد. نبرد هشت ماهه با برنده ی انتخابات و تخریب چهار ساله ی دولت، بسیاری از امکانات و فرصت های کشور را هدر داد. جریانات موسوم به راست و اصولگرا به هر بهانه، درست یا نادرست، با همکاری صمیمانه ی جریانات دیگر با احمدی نژاد همان کردند که هواداران خاتمی در دوره ی دوم حکومتش با او رفتار کردند و مثل همان دوران هم آنچه را که کشتند،درو کردند،یعنی پیروزی جناح مقابل!

اگر کسی برای تغییر شرایط کشور، احساس تکلیفی کرده است با پیروز نشدن در انتخابات،این تکلیف از دوش او برداشته نمی شود!

همه باید با همان جدیتی کار کنند که اگر نامزد مورد علاقه خودشان برنده می شد،کار می کردند. توانهایی که در مدت تبلیغات انتخاباتی تجمیع شده اند، نباید پراکنده بشوند و باید با همان قدرت برای پیشبرد امور به یاری دولت منتخب بیایند. نقد منصفانه کنند و نه مچ گیری

هزار و یک جای این کشور نیاز به اندیشه و کار دارد و آبادانی کشور جز با فضای یاریگری و تعاون  ممکن نیست.حتی بر فرض که دولتی های جدید، احساس نیاز به کمک گروهی نداشته باشند، نباید کسی خموده و پژمرده بشود، همه چیز دولت نیست!

مخصوصا کسانی که در این انتخابات، مدعی شده اند که حرفی دارند و یا توانی، بایدعرضه ی خودشان را هر جا که هستند، نشان بدهند و ثابت کنند که:

وزنه هر جا که باشد، وزنه است!


و اما یک  نکته

معتقدان به گفتمان مقاومت اسمشان رویشان است، اگر واقعا معتقدند باید مقاومت کنند و از همین امروز  در مقابل هر گونه احتمال تسلیم و سازش با نقد  منصفانه و تولید اثر و حرف زدن بایستند، بالاخره در این انتخابات پنج شش کاندیدا وقت داشتند تا همه مشکلات کشور را به تحریم ربط بدهند و طبعا این  جریان روی مخاطب اثر گذاشت، درست است که انتخابات تمام شده و وقت مناظره هم به پایان رسیده است، اما با عرضه ها و مردهای میدان نباید جا بزنند و پژمرده بشوند، باید با مردم حرف زد  و به آنها گفت که اتفاقا ضعف نشان دادن عامل ضعف می شود و مقاومت رمز پیشرفت است و اصولا در این عالم تقابل ها هیچ پیشرفتی بدون مقاومت ممکن نیست. باید امثال صدا و سیما و سازمان تبلیغات  را به شدت نقد کرد و یقه شان را گرفت که نخواسته اند یا نتوانسته اند حرفهای درست انقلاب را به مردم برسانند، باید روسای این سازمانها با مطالبه ما تغییر کنند، و صد البته این جریان مطالبه و نقد باید با متانت و تعقل باشد و نه با عربده کشی و هوچی گری . حالا زمان هست و ما هم هستیم اگر حرفی داریم   و توانی بسم الله

 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.