دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما/
پشت شيشه‌هاي دنيا قد شبنم مي‌مونن/
دلاشون تنگِ براي جاهاي دور‌، آدما/
مرغاي دريا كنار بركه‌ها كم مي‌مونن


آدما هميشه بين شادي و غم مي‌مونن
شادي و غم‌، تنها جفتي‌اَن كه با هم مي‌مونن

اونا كه بين غم و شادي باشن‌، بهشتي‌اَن
اونا كه غرق يكی شَن تو جهنم مي‌مونن

بعضي دردا رُ با گريه مي‌گي و خلاص مي‌شي
بعضي از غصه‌ها هستن كه با آدم مي‌مونن

يه چيزايي هس كه بايد با نگفتن بگيشون
مث بي‌گناهي حضرت مريم مي‌مونن


اونا كه قد مي‌كشن‌، لب به فرات نمي‌زنن
بعضي‌يا يه عمر بچه‌اَن‌، سر زمزم مي‌مونن

اونايي كه به طواف كعبه دل بسته باشن
از نماز ظهر عاشورا مسلم مي مونن

ابرا كوهاي بخارن‌، كوها ابر سنگي‌اَن
نه كه ابرا رُ گمون كني كه محكم مي‌مونن

نه که مثل ابرا از راه ببرن بادا تو رُ
نکنه گمون کنی بادای عالم می‌مونن

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما
پشت شيشه‌هاي دنيا قد شبنم مي‌مونن

دلاشون تنگِ براي جاهاي دور‌، آدما
مرغاي دريا كنار بركه‌ها كم مي‌مونن


 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.