در مراسم تقدیر از ناصر فیض:

تقدیر فیض از شهرستان ادب و مودب

من با دیدن آقای علی‌محمد مودب مدیر موسسه شهرستان ادب در این جلسه به یاد این افتادم که کارهایی که این دوستان در موسسه شهرستان ادب در حال اجرای آن هستند بسیار عالی است.


به گزارش خبرنگار مهر، مراسم پاسداشت فعالیت های ناصر فیض در قالب چهاردمین برنامه شب شاعر عصر امروز در سازمان رسانه ای اوج و با حضور جمع زیادی از شاعران و مدیران فرهنگی برگزار شد.

در ابتدای این مراسم حسین قرایی دبیر این نشست ها به خوش آمد گویی به حاضران پرداخت و پس از آن محمود دست پیش، شاعر و عضو شورای موسیقی سازمان صدا و سیما به سخنرانی پرداخت.

وی در سخنان خود با بیان اینکه آشنایی اش با ناصر فیض به سال های بعد از انقلاب باز می گردد گفت: من البته با نام خانوادگی آقای فیض از قدیم آشنا هستم. روستای خانوادگی من به روستای خانوادگی آقای فیض بسیار نزدیک است و از قضا روستای آنها و هندوانه شیرینش همیشه در ذهن من باقی مانده است.

وی در ادامه به ذکر خاطره ای در مورد ناصر فیض پرداخت و گفت: فیض و حسین اسرافیلی  همواره وقتی من سعی می کردم شعر فارسی بسرایم به من می گفتند نحو تو ترکی است و بهتر است به فارسی شعر نگویی و به نظرم این ظلمی است که همواره در حق من روا داشته شده است.

فیض از هیچ هم طنز می سازد

در ادامه این مراسم امید مهدی نژاد روزنامه نگار و شاعر نیز برای سخنرانی دعوت شد. وی با اشاره به تعاریف متفاوتی که از طنز در روزگار معاصر ارائه شده و می شود، اظهار کرد: طنز را باید فراتر از یک گونه ادبی دید. طنز به اعتقاد من نوعی بیان و نگاه به موضوعات است و نوعی شوخ طبع بودن. با این تعریف به اعتقاد من آقای فیض توانسته که جوهر طنز را به دست بیاورد و از هر چیز طنز بگوید و حتی به باور من هنر آقای فیض این است که می تواند از هیچ نیز طنز بسازد و بگوید و به هیچ خندیدن یعنی به همه چیز خندیدن.

وی افزود: مطالعه آثار فیض برای همه ما کلاسی است که چگونه طنز گفتن را یاد می دهد.

حکایت فک از کار نیفتادنی ناصر فیض

سخنران بعدی این مراسم سید اکبر میرجعفری بود که در قالب قرائت قطعه ای ادبی به بیان برخی از ویژگی های فردی و شخصیتی ناصر فیض پرداخت.

در بخشی از این یادداشت میرجعفری به جلسه گرم کن بودن فیض اشاره کرده و اظهار داشت: خود فیض برای من تعریف کرده که روزی در جبهه یکی از همرزمانش برایش گفته است که حاج ناصر تو هیچ وقت مفقود الاثر نمی شوی. حتی اگر روزی یک گلوله مستقیم تانک به تو برخورد کند شاید خودت از بین بروی اما یک فک از تو باقی می ماند که دائما در حال حرکت است!

آرمانگرایی طنازانه فیض

سخنران بعدی این مراسم محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری بود.

وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به سابقه 20 ساله آشنایی خود با فیض گفت: فیض را یک آمانگرا می دانم و وفادار  به آنچه که به آن ایمان آورده است. او دغدغه های بزرگی دارد و اینکه همیشه مردم را می خنداند به خاطر این است که نگران است که آرمانها فراموش شود و در قالب طنز است که سعی دارد این مساله را هشدار بدهد.

مومنی ادامه داد: اشعار فیض همیشه با امید همراه بوده و من ندیدم که بخواهد مخاطبش را نا امید کند. او همیشه هم طناز شفاهی بوده و هم طناز کتبی و هرجا که باشد محور آن نشست و جلسه خواهد بود.

رئیس حوزه هنری در ادامه به تشریح سه دوره ای که برای طنز انقلاب اسلامی قائل است پرداخت و گفت:  در دروه نخست که در سال های ابتدایی انقلاب شکل گرفت، مردم و جامعه روشنفکری توانسته بودند به جامعه آزاد دسترسی پیدا کنند و به همین خاطر طنزی خاص پدید آوردند که البته من قضاوتی در موردش ندارم ولی شاید امروز که به آن نگاه کنیم نشود چندان نام طنز بر آن گذاشت. در دوره بعد با ظهور گل آقا و کیومرث صابری فومنی طنزی شکل می گیرد که همراه با انقلاب است. البته با وقوع دوم خرداد برخی از هنجارها در جامعه شکسته و طنز کمی لجام گسیخته و بدون خط قرمز شد و بیش از هر چیز به سوی هزل متمایل گشت. این مسئاله ذائقه مردم را نیز تغییر داد و به همین خاطر بود که آقای صابری هم تشخیص داد که از انتشار گل آقا صرف نظر کند. امروز هم در دروه سوم شاهد طهور طنزی هستیم که هم حساب و کتاب دارد و هم مورد توجه مردم است و آقای فیض هم در خلقش نقش اساسی دارد.

مومنی تصریح کرد: کار نجیب انجام دادن به طور معمول سخت است اما کار طنز امروز مخاطبان زیادی دارد؛ پایش به خانه های مردم باز شده و توقعات را از خود بالا برده است. در گسترش این طنز نجیب توجه رهبری انقلاب هم دخیل بوده است. یادم هست سال اول که در محضر ایشان شعر طنز خواندیم کمی نگران بودیم که ناراحت شوند اما حمایت ایشان نشان داد که طنز منتقد که حوزه مشخصی با دشمن دارد را می توان حمایت کرد.

وی در پایان از انتشار قریب الوقوع مجله ای طنز توسط حوزه هنری و دفتر طنز آن خبر داد.

ناصر گاهی مایه آبروریزی من شده است

جواد فیض برادر ناصر فیض نیز سخنران بعدی این مراسم بود که در ابتدای سخنانش موفقیت برادرش را حاصل حاضر جوابی موروثی در خانواده فیض برشمرد و گفت: روزی که من جایزه رتبه نخست جشنواره خوارزمی را گرفتم به ناصر گفتم که برای مراسم بیاید اما او نیامد. امروز قصد تلافی داشتم اما از خیرش گذشتم. ناصر به نظر من امروز دیگر به جایی رسیده که افت و خیزهای زیادی را تجربه کرده است. هرچند که برخی برنامه هایش مایه آبروریزی برای من شده است!

فیض کار ترجمه انجام ندهد به ادبیات فارسی ظلم می شود

سید شهرام شکیبا نیز سخنران بعدی این مراسم بود که در سخنان خود اظهار داشت: ناصر هیچ وقت با هیچ دوستی درگیری نداشته جز من! من تنها یکبار با وی در حوزه هنری دعوایم شد و در مجلس روضه نیز با پادرمیانی پدرم با وی آشتی کردم. ناصر اگر اتفاق خوبی در زندگی اش داشته به خاطر این است که از محفل استاد مجاهدی بیرون آمده است. محفلی که ریشه ای متصل دارد و ناصر هم امروز آن ریشه را شعر طنزش فراموش نمی کند.

وی با بیان اینکه فیض همیشه در بیان نظراتش همه جوانب را سنجیده و با طرح سوال درباره آنها پاسخ می دهد، اظهار کرد: من دیده ام که آقای فیض خودش وسط حرف خودش می پرد که به خاطر این است که دوست دارد هر چه می داند را بیان کند. او با اینکه بیشتر با شعر طنز شناخته شده است اما شعر جدی هم دارد که کمتر مورد توجه کسی قرار گرفته است با این حال در آن شعر هم استخوان خورد کرده است.

شکیبا افزود: فیض با وجود همه شوخ طبعی هایش در کار بسیار جدی است و به شدت نیز خوش قول است. ناصر برخلاف بسیاری از هنرمندان با رسیدن به کار اداری افت نکرد و تولیداتش هم کم نشد. با این حال اینکه وی نمی تواند به خاطر مشغله ترجمه شعر از ترکی به فارسی را انجام دهد ظلمی است که به ادبیات ما می شود.

وی در پایان افزود: فیض همانطور که استدلال می کند شعر می گوید و همین مایه موفقیت وی شده است.

اگر فیض شاعر نشده بود

علیرضا قزوه هم سخنران دیگر این مراسم بود که در سخنان خود اظهار داشت: من سال 63 با آقای فیض در قم آشنا شدم و وقتی با آقای فلاح پور به محل بوتیکش رفتیم که بیا و منت بگذار با حوزه هنری همکاری کن به سادگی پذیرفت؛ هرچند که اگر نمی پذیرفت امروز صاحب چندین بوتیک بود.

قزوه افزود: فیض بسیاری از طنزهایش را مدیون پدرش است که روحانی بزرگواری بوده و هست.

در مقابل کارهای شهرستان ادب کاری نکرده‌ام

 در ادامه این مراسم ناصر فیض شاعر طنزپرداز گفت: من از آقای مشفق کاشانی تشکر می‌کنم که به من منت گذاشته و در این جلسه حاضر شدند.

وی افزود: من با دیدن آقای علی‌محمد مودب مدیر موسسه شهرستان ادب در این جلسه به یاد این حرف افتادم که کارهایی که ما تاکنون در حوزه هنری انجام داده‌ایم به جای خود، کارهای حوزه بزرگ است و حوزه است و حوزه اسمش بزرگ است و از حوزه کارهای بزرگ هم انتظار می رود. اما کارهایی که این دوستان در جای کوچکی مثل موسسه شهرستان ادب در حال اجرای آن هستند بسیار عالی است.

مدیر دفتر طنز حوزه هنری تصریح کرد: دوستان ما در موسسه شهرستان ادب کاری کرده‌اند که شاعران و جوانان از سراسر کشور به تهران بیایند و کارهای خود را ارائه دهند و از طریق جلساتی که این دوستان برگزار می‌کنند آثارشان دیده شود و همچنین پیشرفت بسیاری در آثارشان شکل بگیرد.

فیض گفت: در مقابل کارهای دوستان ما در موسسه شهرستان ادب من فکر نمی‌کنم که کاری را انجام داده باشم.

وی تصریح کرد: برنامه در حلقه رندان که قبلا چند بار تعطیل شده بود را در این چند مدت کاری کردیم که به طور متناوب برگزار شود و این هم یکی از پیشنهادهای آقای زرویی نصرآباد بود.

وی در پایان سخنان خود شعری را خواند که در بیت پایانی آن آمده بود: گفتم چه کنم جان پدر، گفت که خیر است/  با کفر مدارا کن و با فتنه و شر نه

در پایان این جلسه هدایایی از سوی نهادهای فرهنگی حاضر در این نشست به فیض اهدا شد.

 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.