یادداشتی از وبلاگ به رنگ آسمان

علی محمدِ شاعر

سپیدِ مودب در چهار حوزه اتفاق و شگفتی‎آفرین است: اندیشه، خیال، روایت و عاطفه. «عاشقانه‎های پسر نوح» و «مرده‎های حرفه‎ای» نام دو دفتر شعر سپید مودب‎اند که اهمیت کار از انتخاب نامشان هم پیداست. 


 قرار است مراسم پاس‎داشتِ علی‎محمد مودب در اوج برگزار شود. نمی‎دانم پاس‎داشت یعنی همان بزرگ‎داشت؟ یا فقط پاس‎داشت؟! علی‎ای‎حال لابد تمرکز روی بعد مدیریت فرهنگی مودب خواهد بود و شهرستان ادب و همت برای ایجاد پاتوق شاعران و داستان‎نویسان مسلمان و اردو و دوره‎ی آموزشی شعر و داستان و از اینجور حرف‎ها؛ که در جای خود هم بسیار نیکو و شگفت است. شاید هم دست‎اندرکاران حواسشان باشد و به موضوعِ شاعری او نیز بپردازند.

من هروقت بخواهم شاعران را بررسی کنم بر اساس قالب بررسی میکنم. قالبِ اولِ مودب (چه از لحاظِ زمانی، چه از لحاظ مطرح بودن وچه از لحاظِ کمی) سپید است. یعنی همان قالبی که بنده خیلی بهش اعتقادی ندارم. همان قالبی که بارها با ایشان یا در حضورِ ایشان درموردش بحث و جدل و دعوا و نظرورزی کرده بودم و حتی چندباری شاهد عقب‎نشینی ایشان هم بودم. عقب‎نشینی‎ای که البته چندان نپایید و مدتی بعد دیدم ایشان در مصاحبه‎ای گفتند «شعر سپید وفادارترین قالب به انقلاب بوده است».

نمی‎گویم عالی و بی‎همانند بوده، ولی مطالعه‎ی من درمورد شعر معاصر پر بدک هم نبوده. شعر سفید هم متاسفانه زیاد و گاه بسیار با دقت خوانده‎ام. چه از سرچشمه‎ی اولیه که احمد شاملو باشد چه از چهره‎های برجسته‎ی بعدی. منوچهر آتشی، یدالله رویایی، احمدرضا احمدی، سیدعلی صالحی، سیدعلی موسوی‎گرمارودی، بیژن نجدی، طاهره صفارزاده، شمس لنگرودی، یوسفعلی میرشکاک، سیدحسن حسینی و ... خب همه قبول داریم بیشترشان چرت‎وپرت و سرکاری‎اند، چون بیشترشان روشنفکرند ... بگذریم. با دقت به این مطالعه و کراهتم به  قالب سپید و دقت و تجربه‎ای که به قدر وسعم اندوختم، علی‎محمد مودب یک اتفاق ویژه در شعر سپید است. در بین هم‎نسلان و ما خلفش که نظیر ندارد. موفقترین‎هایشان آن‎هایی بودند که از روی دست مودب می‎نوشتند. مثل گروس. ولی خب این‎ها عموما افتادند به کاردستی درست کردن و شعر عامه‎پسند گفتن و از شاعری افتادند. در ماسلف هم بسیاری‎شان ول معطل‎اند.

سپیدِ مودب در چهار حوزه اتفاق و شگفتی‎آفرین است: اندیشه، خیال، روایت و عاطفه. «عاشقانه‎های پسر نوح» و «مرده‎های حرفه‎ای» نام دو دفتر شعر سپید مودب‎اند که اهمیت کار از انتخاب نامشان هم پیداست. و البته بسیاری از سپیدهای خوب مودب هنوز در کتاب نیامده‎اند. مثلِ «گریه در حال توسعه» که در زمانِ خودش غوغا کرد.

مودب در بیشتر قالب‎هایی که می‎شناسیم کار جدی دارد. ولی به نظر می‎رسد قالب دوم او «غزل» باشد. غزل‎هایش را می‎توان در دو کتاب «الف‎های غلط» و «روضه در تکیه‎ی پروتستان‎ها» خواند. ولی به نظر من کتاب «الف‎های غلط» با اینکه قدیمی‎تر است چیز دیگری است. یک نمونه‎ی موفق و بی‎نقصِ «غزلِ پس از دهه هفتاد».

 

خیلی‎ها هستند که به اسم شاعر انقلاب و هنرمند انقلاب و فعال فرهنگی انقلاب و ...، موردِ توجه و پاسداشت و بزرگداشت و امثال ذلک قرار می‎گیرند. ولی توی رودروایسی. بالاخره طرف آدم خوبی بوده و زحمتی هم کشیده و با ما هم که رفیق است و ... . ولی آنچه ماندنی است متن است، آنچه ماندنی است هنر و ادبیات است. بی تعارف و تعریف.

 

 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.