یادداشتی از میلاد عرفانپور

انسانی با چراغ شعر

مودب شاعر عشق و مقاومت است. شاعری که در اجتماعی ترین و سیاسی ترین شعرهایش هم، لهجه عشق را رها نمی کند. شاعری که می تواند با تماشای دختربچه دستفروشی ساعت ها بی تابی کند.


انسانی که چراغ شعر در دست دارد هرجا قدم بگذارد سرچشمه روشنی است و هرجا چشم بگرداند تاریکی را از خود می راند. برای چنین انسانی زیستن بی این چراغ همان قدر بی معناست که زیستن بی نفس؛ چون زندگی را در دیدن و یافتن می بیند نه در چشم فروبستن و نیست انگاشتن.

علی محمد مودب از سال های کودکی در تاریک-روشن روستای تقی آباد تربت جام، با چراغ شعر زیسته است. از آن دوران تا کنون همه چیز را به روشنی دیده است. بازگشتن پسرعموهایش را دیده است بر دستان مردم در فصل درو، زیر آفتاب داغ. مزه برف کوه های تربت جام را چشیده است و گرمای نگاه کارگران را در آفتاب داغ مزارع.

عشق را به روشنی دیده است پیش از آنکه در کتابی خوانده باشد یا از هذیان های کسی شنیده باشد. درد را به روشنی دیده است پیش از آنکه از دهان شاعران افیونی شنیده باشد. مقاومت را به روشنی دیده است پیش از آنکه تلویزیونی را روشن کرده باشد.

مودب در تاریکی پایتخت همچنان برای روشنی دلیل می آورد و همان کودک جسور و نجیب روستایی است با همان تماشا و همان چراغ. در عاشقانه های جوانی اش به فریاد دردهای مردم بی اعتنا نیست . عاشقانه می گوید و غزلی هم برای سرایدار ساده ای در دانشگاه امام صادق(ع).عاشقانه می گوید و گاه می گوید از آخرین سرفه های جانبازان شیمیایی در بیمارستان ساسان تهران و از نجابت کودکان نجیب بندر عباس.عاشقانه می-گوید و عاشقانه ای هم برای کودک فلسطینی که ترکشی در سر دارد.

مودب شاعر عشق و مقاومت است. شاعری که در اجتماعی ترین و سیاسی ترین شعرهایش هم، لهجه عشق را رها نمی کند. شاعری که می تواند با تماشای دختربچه دستفروشی ساعت ها بی تابی کند. شاعری که هنوز می تواند برای کودکان مجروح مقاومت یک دل سیر گریه کند بی آنکه تکان شدید شانه هایش را روزنامه ای بنویسد. علی محمد مودب، چراغ شعر در دست دارد، به مردم چشم روشنی می دهد،کلمات را روشن می کند و باور دارد که روشنی، تقدیر محتوم عالم است.

یادداشت: میلاد عرفان پور، شاعر
 

دیدگاه شما

0
 

نام

ایمیل

 
تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.