وبلاگ علی محمد مودب

icon

تنها درياي جهان كه دارد غرق مي‌شود

جزيره !جزيره!جزيره‌اي آبي در اقيانوس موحش خاك 1جزيره‌اي كه پدراناز شيطنت دختركانشان به آن مي‌گريزند كه هر نيمه شب عاشقان و فرشتگان زمين در آن گرد مي‌آيند و مي‌گريند خزر را ديدم هزاران فرياد برهم ريزنده هزارن لبخند درهم شكننده هزارن چهره كه آب مي‌روند...

icon

تنها درياي جهان كه دارد غرق مي‌شود

جزيره !جزيره!جزيره‌اي آبي در اقيانوس موحش خاك 1جزيره‌اي كه پدراناز شيطنت دختركانشان به آن مي‌گريزند كه هر نيمه شب عاشقان و فرشتگان زمين در آن گرد مي‌آيند و مي‌گريند خزر را ديدم هزاران فرياد برهم ريزنده هزارن لبخند درهم شكننده هزارن چهره كه آب مي‌روند...

icon

یارب بحق آل کسا دادشان بخواه

یارب دوباره عهد جهالت مگر شده در مکه باز بت همه ­جا جلوه گر شده زر گاو شد به شعبدۀ سامری اگر دیگر شده است سحر و کنون گاو زر شده صفین تازه­ای­ست، سپاه معاویه بر کومۀ اویس قَرَن حمله­ور شده آن­سو به خاک خفته پریشان برادری این­سوی خواهری ­ست به خ...

icon

یارب بحق آل کسا دادشان بخواه

یارب دوباره عهد جهالت مگر شده در مکه باز بت همه ­جا جلوه گر شده زر گاو شد به شعبدۀ سامری اگر دیگر شده است سحر و کنون گاو زر شده صفین تازه­ای­ست، سپاه معاویه بر کومۀ اویس قَرَن حمله­ور شده آن­سو به خاک خفته پریشان برادری این­سوی خواهری ­ست به خ...

icon

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند.  و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجود...

icon

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند.  و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجود...

icon

می‌ترسم از ترددِ در باغ، بی‌وضو

آمد بهار تا گل و ریحان بیاورد تا دل برد ز آدمی و جان بیاورد صدها نهال شیفته را آفتاب حُسن چون کودکان به ‌صف به دبستان بیاورد خط امان مرغ فراری است، برگ گُل تا باز رو به شانة سلطان بیاورد در بارعام عید، چنین ملت بهار از غنچه، خنچه‌های فراوان بی...

icon

می‌ترسم از ترددِ در باغ، بی‌وضو

آمد بهار تا گل و ریحان بیاورد تا دل برد ز آدمی و جان بیاورد صدها نهال شیفته را آفتاب حُسن چون کودکان به ‌صف به دبستان بیاورد خط امان مرغ فراری است، برگ گُل تا باز رو به شانة سلطان بیاورد در بارعام عید، چنین ملت بهار از غنچه، خنچه‌های فراوان بی...

icon

وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بسم الله الرحمن الرحیم    وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ ...

icon

وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بسم الله الرحمن الرحیم    وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ ...

icon

از یاد برده ایم که از یاد رفته ایم

.... پایان‌بخش صحبت‌های این شاعر، خوانش شعری کوتاه بود از مجموعه‌ی «کهکشان چهره‌ها»: از یاد برده‌ام از یاد برده‌ای از یاد برده‌است از یاد برده‌ایم                   که از یاد رفته‌ایم

icon

از یاد برده ایم که از یاد رفته ایم

.... پایان‌بخش صحبت‌های این شاعر، خوانش شعری کوتاه بود از مجموعه‌ی «کهکشان چهره‌ها»: از یاد برده‌ام از یاد برده‌ای از یاد برده‌است از یاد برده‌ایم                   که از یاد رفته‌ایم

icon

کسی نگفته و مانده است ناشنیده کسی

تقدیم به جانباز رشید اسلام رجب محمدزاده[1]  حاج رجب محمدزاده نانوای بسیجی که سال ۱۳۶۶ در منطقه هور عراق بر اثر اصابت خمپاره صورت خود را از دست داد و امروز با ۷۰ درصد جانبازی در هیاهوی شهر به فراموشی سپرده شده است تنها برای اینکه صورت ندارد. ساکن یکی...

icon

کسی نگفته و مانده است ناشنیده کسی

تقدیم به جانباز رشید اسلام رجب محمدزاده[1]  حاج رجب محمدزاده نانوای بسیجی که سال ۱۳۶۶ در منطقه هور عراق بر اثر اصابت خمپاره صورت خود را از دست داد و امروز با ۷۰ درصد جانبازی در هیاهوی شهر به فراموشی سپرده شده است تنها برای اینکه صورت ندارد. ساکن یکی...

icon

برپاست خیمه های تو دیگر بار

برپاست خیمه های تو دیگر بارهر شب حکایت شب عاشوراستما می رسیم از پی بیعت بازهرجا که خیمه های شما برپاستدیوارها کتیبه اندوهنددرها به دشت کرببلا بازندمی پرسم از غمت که ملایک بازبا روضه ی تو گریه بیاغازنداین یک دهه مرید عطش هستیمهر دم به یاد تشنه شدن های...

icon

برپاست خیمه های تو دیگر بار

برپاست خیمه های تو دیگر بارهر شب حکایت شب عاشوراستما می رسیم از پی بیعت بازهرجا که خیمه های شما برپاستدیوارها کتیبه اندوهنددرها به دشت کرببلا بازندمی پرسم از غمت که ملایک بازبا روضه ی تو گریه بیاغازنداین یک دهه مرید عطش هستیمهر دم به یاد تشنه شدن های...

icon

چه باغی آمدی اما گل سرخی نیاوردی!

شب شعر تر انگیزان برگزار شد و چه خوب ایده ای دارد ترانگیزان،  کاری ساده و به ظاهر کوچک اما بزرگ که  شروع درخشانی بود برای ورود شعر به حوزه ی فعالیتهای بنیاد شعر و ادبیات داستانی، شرط ترانگیزان شدن ترانگیزان البته این است که شاعران ترانگیزان به عهدی ک...

icon

چه باغی آمدی اما گل سرخی نیاوردی!

شب شعر تر انگیزان برگزار شد و چه خوب ایده ای دارد ترانگیزان،  کاری ساده و به ظاهر کوچک اما بزرگ که  شروع درخشانی بود برای ورود شعر به حوزه ی فعالیتهای بنیاد شعر و ادبیات داستانی، شرط ترانگیزان شدن ترانگیزان البته این است که شاعران ترانگیزان به عهدی ک...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

بی جنون راه خیابان ها بیابان ها مگیر شرم کن از لیلی ای دل! ای جنون بر ما مگیر! هر شب از این شیشه های خرده ریزه ریخته کهکشان و آسمان را آنچنان زیبا مگیر در شب غربت بگو دیوار هم همدم شود دیو را در گریه ها جای پری اما مگیر همزبانی چند نا همدل فراه...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

بی جنون راه خیابان ها بیابان ها مگیر شرم کن از لیلی ای دل! ای جنون بر ما مگیر! هر شب از این شیشه های خرده ریزه ریخته کهکشان و آسمان را آنچنان زیبا مگیر در شب غربت بگو دیوار هم همدم شود دیو را در گریه ها جای پری اما مگیر همزبانی چند نا همدل فراه...

صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها