icon

بهار عاشقی قطعه عیدانه علی محمد مودب

و این قطعه هم عیدانه ما تقدیم به مردمان نجیب میهن همواره سرسبز و سربلندمان، با آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان

icon

بسا حکایت ناگفته با شما دارم

نحوه حرکت هر یک از گروهان های غواصی در اروندرود در والفجر هشت به صورت سه ستون با فاصله های ده متری از یکدیگر بود که برای جلوگیری از پراکندگی با رشته طنابی به هم متصل بودند. و این طناب حکایتها دارد زخمی ها که می دیدند که نمی توانند ادامه بدهند و وجود...

icon

دست از سر حروف بردارید

م ه/ ن و/ م ر/ ر م/ حروف دلتنگ اند/ حروف خسته اند، رم می کنند/ حتی به شعر رکاب نمی دهند

icon

آمریکا بمب اتمی بزرگی است

مذاکرات پیچیده بود/ رگبار حرف‌ها و طرح‌های تازه/ ایده‌های نو و انفجاری/ و بیانیه‌های خوشه‌ای/ مذاکرات پیچیده بود

icon

هیچ غیر حرف آسمان درست نیست

دل به ابرهای هرزه خوش مکن روی با ستارگان ترش مکن! هیچ، هیچ، هیچ هیچ غیر حرف آسمان درست نیست آسمان هر آن‌چه دود را ز یاد می‌برد پیش‌بینی هوای این و آن درست نیست! موضع خروسکان بادسنج را باد می برد!

icon

گلفروش خردسال

برگ برگ شاخه شاخه، دسته دسته دست دست! گلفروش خردسال را باد برده است!

icon

کسی نگفنه و مانده است ناشنیده کسی

سخن، کدام سخن، التیام درد من است؟/ کدام واژه جواب سلام سرد من است؟/ کسی نگفته و مانده است ناشنیده کسی/ منم شبیه کسی، آنکه خواب دیده کسی

icon

چه باغی آمدی اما گل سرخی نیاوردی!

شب شعر تر انگیزان برگزار شد و چه خوب ایده ای دارد ترانگیزان،  کاری ساده و به ظاهر کوچک اما بزرگ که  شروع درخشانی بود برای ورود شعر به حوزه ی فعالیتهای بنیاد شعر و ادبیات داستانی، شرط ترانگیزان شدن ترانگیزان البته این است که شاعران ترانگیزان به عهدی ک...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

همزبانی چند نا همدل فراهم کرده ای/ در صف جنگل -تو طوبای بهشتی- جا مگیر/ در اشارتهای تاسوعا خیالی دیده ای/ بی خیال هر دو عالم، چشم از آن رویا مگیر/ این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند/ شعله دردی دل من صبر کن! بالا مگیر

icon

در صف‌های منظم باران

به درهای چوبی می‌گویم/ با درهای چوبی می‌گریم / که حاجتم روشن‌شدن تکلیف دیوارهاست / روشن‌شدن تکلیف دیدارها

icon

خون بر روزنامه پیروز است

توفان سنگریزه می‎وزد و غنچه‎ها مدفون‎اند | توفان شن می‎وزد از آسمان | از آسمان ماهواره و اینترنت بیسیم | و ما صبورتر از شتران | صفحات نمایشگرها پلک دوم ماست

icon

گلی که در شب بی رحم پاییز

چه سود ار جامة رنگین بپوشد به لبخندی خنک، با ما بجوشد گلی که در شب بی‌رحم پاییز دوباره هر چه دارد می‌فروشد

icon

برداشتی شاعرانه از خطبة غیور منای شهید کربلا

این برداشت آزاد از خطبه غیور منای حضرت سیدالشهدا علیه السلام را که خطاب به نخبگان دینی ایراد شده است، تقدیم می کنم به استقامت علی رضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی ... نگفتید و گفتند و برحق شدند چنین کج‌رُوان حق مطلق شدند چو روح...

icon

تنور خانه امام صادق علیه السلام

تنور حضرت صادق، مگر نه مکتب ماست؟ | چگونه مدرسه شد صرف آب و نان گفتن | به آن گلوی بریده، چقدر مدیونم | که یاد داد مرا شعر خون چکان گفتن

icon

به مهر و گرمی به بَر بگیرش‌، که نغمه در جان او نمیرد

نپرس شاخ از چه بر سرم رُست، چیزهایی عجیب دیدم/ خیال کُن قاطری ببینی، که جای دم تازیانه دارد!/ عجب نباشد ز دوش ضحاک‌، رستن اژدها به قصه/ عجایب است این‌که اژدهایی، کبوترانی به شانه دارد

icon

چشم وا کن که تماشایی دیدار شوم

چشم وا کن که تماشایی دیدار شوم/دیده بگشا که به هوش آیم و بیدار شوم/جلوه کن دخترم ای خاطره صبح ازل/تا من گمشده تر نیز پدیدار شوم

icon

نشسته‌اند هزاران کتاب در قفسه

نشسته‌اند دو زانو کتاب‌های دعا/هزار وعده‌ی نامستجاب در قفسه/کتاب فلسفه با ژست عاقلانه‌ی پوچ/ نشسته محکم و حاضر جواب در قفسه

icon

فردا برات، مقبره می سازند

فردا برای شاعر بی سامان/ تندیس های خاطره می سازند/ در خانه ی اجاره ای ات خوش باش!/ فردا برات، مقبره می سازند

icon

تو مثل خودت هستی محمدعلی

تو مثل خودت هستي، محمّد‌علي!/احتمالاً گلوله‌اي خورده‌اي/ و ناله‌اي كشيده‌اي/ ناله‌هايي/ یا در كسري از ثانيه/ با چند همسنگرت/خاكستر شده‌اي

icon

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما/ پشت شيشه‌هاي دنيا قد شبنم مي‌مونن/ دلاشون تنگِ براي جاهاي دور‌، آدما/ مرغاي دريا كنار بركه‌ها كم مي‌مونن

صفحه 1 از 2ابتدا   قبلی   [1]  2  بعدی   انتها