سپید

icon

دست از سر حروف بردارید

م ه/ ن و/ م ر/ ر م/ حروف دلتنگ اند/ حروف خسته اند، رم می کنند/ حتی به شعر رکاب نمی دهند

icon

آمریکا بمب اتمی بزرگی است

مذاکرات پیچیده بود/ رگبار حرف‌ها و طرح‌های تازه/ ایده‌های نو و انفجاری/ و بیانیه‌های خوشه‌ای/ مذاکرات پیچیده بود

icon

در صف‌های منظم باران

به درهای چوبی می‌گویم/ با درهای چوبی می‌گریم / که حاجتم روشن‌شدن تکلیف دیوارهاست / روشن‌شدن تکلیف دیدارها

icon

خون بر روزنامه پیروز است

توفان سنگریزه می‎وزد و غنچه‎ها مدفون‎اند | توفان شن می‎وزد از آسمان | از آسمان ماهواره و اینترنت بیسیم | و ما صبورتر از شتران | صفحات نمایشگرها پلک دوم ماست

icon

تو مثل خودت هستی محمدعلی

تو مثل خودت هستي، محمّد‌علي!/احتمالاً گلوله‌اي خورده‌اي/ و ناله‌اي كشيده‌اي/ ناله‌هايي/ یا در كسري از ثانيه/ با چند همسنگرت/خاكستر شده‌اي

icon

کودکی

کودکی که بازی می کند گاهی گم می شود اما کودکی که گم می شود هیچگاه بازی نمی کند बच्चा जब खेलता है कभी खो भी जाता है लेकिन जब बचपन खोता है सब कुछ खो जाता है :شعر ...

icon

به نیکی یا دشنام کسی نام ما را نخواهد برد(پیوست: درد دلی در باب اختتامیه جشنواره فیلم فجر)

به نیکی یا دشنام/کسی نام ما را نخواهد برد/در این کوهستان بخیل/که فکر پرواز را/به صخره می شکند و به سیل می روبد/نعره ای برآور ای دوست/در این آخرین دم/تا دست کم به اندازه ی پژواکی/خود را ادامه داده باشیم