غزل

icon

چه باغی آمدی اما گل سرخی نیاوردی!

شب شعر تر انگیزان برگزار شد و چه خوب ایده ای دارد ترانگیزان،  کاری ساده و به ظاهر کوچک اما بزرگ که  شروع درخشانی بود برای ورود شعر به حوزه ی فعالیتهای بنیاد شعر و ادبیات داستانی، شرط ترانگیزان شدن ترانگیزان البته این است که شاعران ترانگیزان به عهدی ک...

icon

این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند

همزبانی چند نا همدل فراهم کرده ای/ در صف جنگل -تو طوبای بهشتی- جا مگیر/ در اشارتهای تاسوعا خیالی دیده ای/ بی خیال هر دو عالم، چشم از آن رویا مگیر/ این صحابی ها پی نان در تنور صادق اند/ شعله دردی دل من صبر کن! بالا مگیر

icon

تنور خانه امام صادق علیه السلام

تنور حضرت صادق، مگر نه مکتب ماست؟ | چگونه مدرسه شد صرف آب و نان گفتن | به آن گلوی بریده، چقدر مدیونم | که یاد داد مرا شعر خون چکان گفتن

icon

به مهر و گرمی به بَر بگیرش‌، که نغمه در جان او نمیرد

نپرس شاخ از چه بر سرم رُست، چیزهایی عجیب دیدم/ خیال کُن قاطری ببینی، که جای دم تازیانه دارد!/ عجب نباشد ز دوش ضحاک‌، رستن اژدها به قصه/ عجایب است این‌که اژدهایی، کبوترانی به شانه دارد

icon

مثل گنجشکان تنها از تو ممنونم

ای غم ای رویای زیبا از تو ممنونمای صمیمی ای هم‌آوا، از تو ممنونم ای درخت خرم ، ای تنها پناه من!مثل گنجشکان تنها از تو ممنونم چون نهالی تازه در دستان فروردینباغبان من! سراپا از تو ممنونم بین انبوه نمک‌نشناس‌ها ، ای عشقای همه شیرین‌ترین ها از تو ممنونم...

icon

چشم وا کن که تماشایی دیدار شوم

چشم وا کن که تماشایی دیدار شوم/دیده بگشا که به هوش آیم و بیدار شوم/جلوه کن دخترم ای خاطره صبح ازل/تا من گمشده تر نیز پدیدار شوم

icon

نشسته‌اند هزاران کتاب در قفسه

نشسته‌اند دو زانو کتاب‌های دعا/هزار وعده‌ی نامستجاب در قفسه/کتاب فلسفه با ژست عاقلانه‌ی پوچ/ نشسته محکم و حاضر جواب در قفسه

icon

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما

دلاشون هزار تاي چشمه و درياس‌، آدما/ پشت شيشه‌هاي دنيا قد شبنم مي‌مونن/ دلاشون تنگِ براي جاهاي دور‌، آدما/ مرغاي دريا كنار بركه‌ها كم مي‌مونن

icon

غزل سرایی ام از طرز راه رفتن توست

تو قرص ماه منی ، موش های شهر اما/ به حکم منطق نان ، فکرشان جویدن توست