پیشخوان

icon

محمدعلی بهمنی: با شعرهای مودب زندگی کرده‎ام

من فرصت زیادی نداشتم که با مؤدب زندگی کنم ولی با شعرش زندگی کرده‌ام و تمام نسل‌ها چه هم نسل‌های من و چه نسل جوان با شعر مؤدب انس دارند. از دیدگاه من کسی که می‌تواند با یک نگاه کاشفی،چنین روایتهایی از زندگی دیگرانی که نمی‌توانند کشف کنند را ارائه دهد ...

icon

در تو يک پرنده غريب هست

شعرهاي مودب تجسم و تجلي خوش قلبي ومهرباني است که با گستره اي از کشف هاي بديع رخ مي نمايد گويي که شاعر کلمه را به کار نبرده است بلکه واژه را براي نخستين بار آفريده است و جايي در شعرش گذاشته که بايد باشد و وزن در شعر نيمايي او را به دام مطول گويي و بيه...

icon

عاشقیت پسر نوح/ علی‌محمد، دریا را بردار!

علی‌اصغر عزتی پاک به بهانه‌ چاپ دوم كتاب «عاشقانه‌های پسر نوح» از «علی‌محمد مودب» و نیز بزرگداشت وی در سیزدهمین شب شاعریادداشتی را منتشر کرد.

icon

مودب: قبل از توقع از صداوسیما، باید پرسید سهم کتاب در بودجه کشور چقدر است

ما دو مزرعه داریم. مزرعه کتاب و مزرعه تلویزیون، ما به مزرعه تلویزیون بیش از حد آب و کود می‌دهیم. اگر مزرعه دیگر احیا شود، خودش اصلاً نیاز به تبلیغ ندارد و مخاطب را جذب خود می‌کند و باغ دیگر برای جذابیتش ناچار است به سمت این مزرعه رو کند. مثلاً وقتی ک...

icon

می‌خواستم بیایم نگذاشتند

هر راه/ سرمشق مشق پر غلطی دیگر/ هر در/ راهی دوباره بود به دیواری

icon

عمویم هم سبز است

پیر مرد چشمان آتشین روستایی‌اش را در چشمان به زانو درآمدۀ شهری‌ات می‌دوزد و با حسرتی که از میانشان زبانه می‌کشد، دستش را نزدیک گردنش می‌برد و آهسته می‌گوید کاش یک بند انگشت پایین‌تر خورده بود! و تو باید با لبخند بلاتکلیفی که نمی‌دانی از کجا آورده‌ای‌...

icon

آینۀ لحظه‌ها و تماشاها

مهم‌ترین ابزار علی‌محمد مؤدب برای فتح این موضع، عاطفة سرشار و کاملاً انسانی او است. او در شعرهایش سرشت و رنج‌های نوعی انسان را روایت می‌کند و نسبت به آن درک و درد شگفتی دارد.

icon

مرا به شعر چه کارست و غیر شعر چه کار؟

مرا به شعر چه کارست و غیر شعر چه کار؟به ذوق بستن مضمون دهان من وا نیست

icon

به نیکی یا دشنام کسی نام ما را نخواهد برد(پیوست: درد دلی در باب اختتامیه جشنواره فیلم فجر)

به نیکی یا دشنام/کسی نام ما را نخواهد برد/در این کوهستان بخیل/که فکر پرواز را/به صخره می شکند و به سیل می روبد/نعره ای برآور ای دوست/در این آخرین دم/تا دست کم به اندازه ی پژواکی/خود را ادامه داده باشیم

icon

بادبان -سینه چاک توفان ها- (به یوسفعلی میرشکاک)

بادبان -سینه چاک توفان ها-دل به دریا زده است تا به ابدخمره خالی ست از شراب امادل سفالی که  مست تا به ابد بادها را بکش به دنبالتموج ها را ببر به اقیانوسموج دریای خویشتن تا کی ؟بهل ای رود سر به اقیانوس بیرق فتح قله های جهانگیسوی لحظه های سرکش توستدر شب...